مظفرمیکائیلی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مظفرمیکائیلی
آرشیو وبلاگ
      کردار نیک_پندار نیک_گفتار نیک ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - یکشنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩٥



تقدیم به هه...هه....!

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢

هر جاییکه دلت گرفت بگو هه هه......!

هرگاه یاد خاطراتت افتادی بگو هه هه...!

هرموقع یکی دلتو شکوند بگو هه هه...!

هر وقت به در بسته خوردی بگو هه هه...!

هر لحظه بیاد ابلیس افتادی بگو هه هه ...!

               واسه اونایی که معنیه هه هه...! رو نمیدونن هه...هه...!  




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (1033)     [comment]


بی سرزمین تر از بادددد..............به یاد titi

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ٧:٢۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۶

خسته تر از آنم که شکایت کنم

صدایی نیست که تو را حکایت کنم

دور تر از آنم که پیدایت کنم

نزدیک تر از آنم که نگاهت کنم

نفرین شده تر از آنم که دعایت کنم

ای کاش.........................................

بتوانم رهایت کنم.....بازنده...

                                   مهیار کلانتری




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (105)     [comment]


عمیق تر از یک رویا

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۴:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۵

احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دوست داره

احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دلش برات تنگ میشه

اما قشنگ ترین احساس وقتیه که بدونی یکی هرگز تو رو

فراموش نمیکنه........چشمک





            [link]     لینک مطلب         نظر شما (19)     [comment]


titi

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۴

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش......................................

گریهگریهگریهگریهگریه





            [link]     لینک مطلب         نظر شما (14)     [comment]


ابلهان مردان عدوی تو نیستم انکار توام

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳

شاهین نجفی ..... خفته ی بیدار

دو تا ت بده تاریخ و ترک سیگار....

مرض عادی میشه واسه جماعت بیمار....

مثه درد پریود یه کمی بیشتر ....

داری میمیری ادای زنده ها رو در نیار ....

لکه خون گوشه لبت چسبیده بردار....

منو این خانوم رابطه ای نداریم سرکار....

باید بلند بگی ولی خوب شاشبند شدی ....

به تو هیچ ربطی نداره شعارای رو دیوار ....

میخوان خانوما و اقایون از هم تفکیک بشن....

بوش و لابی و یهود تحریک بشن....

مسیح لات و دمه کوچه با دستمال یزدی ....

به قول مریم قوله میشی تو لباس کردی ....

یه هاله مقدس رو سر مترسک.......

یکی بزغاله میگیره همه رو یکی هم سگ...

مرگ پیر انقلاب مخملی...........

چریک های کت شلواری و چگوارای فکولیست....

سیاسی های مست و مست های معتقد....

دکترا پرفوسور و با پیشوند سید....

مفتی بی ریشه و ریشه مفتی امت گشنه....

کرم و کلام کذب و کشف و کتاب کهنه...

دولت بیمار ملت بیزار مدیر غائب...

جوون جلقی جهاد اکبر و امام نائب ....

شهیدای زنده و زنده های مرده بی کفن ....

چماق و چراغ دین چلقوزای بی وطن.....

فردوسی خط امامی با سربند یا زهرا....

حافظ یه بسیجی کلاش به دست سر کوچه ها....

حقوق بشر و بشر  بی هدف های شیرین .....

رفیق مسجدبان نمای کاخ سفید کرمگین....

نیستی مرد و حق زنونه میشه بازیچه.....

فالاچی با دامن مینی ژوب و سیبیله نیچه.....

دختر خاله محجبه   یاد هفت سالگی....

زیر پتو دکتر بازی و کشف یک سادگی ....

زن همسایه مشکل جنسی  شوهره بیکاره....

سه سال حبس  یه اش نخورده   یه سکس نیمه کاره....

دوستی با دوست مامان و بیوه های تشنه لب ....

عاشق دختره همسایه فقط واسه یک شب.....

شب های عاشورا و فیلم .... خونه خالی .......

شب شعرو روز های سگی و معشوق خیالی ...

حسرت بوسیدن لبت وسط خیابون ...

عقده هم اغوشی باتو بی ترس زندون....

دنبال کردن خیابون و تو کوچه خلوت .....

یه گل پژمرده با نامه یا ده دقیقه صحبت ....

یه قلب ١۶ ساله که از ترس مامور میزنه ....

مامور اگه نبینه خونواده سر تو میزنه.....

بکارتی که معنیش واسط غریبه....

غیرت داداش و بابا که حالا شدن غریبه.....

فرار و خیابون و اعتیاد و فحشا ......

قصه هایی که شاید تکراری شده واسه ما....

مسیح عربده کش با دستمال یزدی .....

مریم واست شانس نیست به خونت برگردی .....

مریم بیوه و مریم بی حد و حزانت .....

مریم بی ارث و مریم بی حل و شهادت....

مریم تو بنده واسه چند تا دونه امضا....

مریمی که خود کشی شده تو بازداشتگاه....

به نقش سیاهی لشگر تو فیلم راضی باش....

چشاتو ببند و فقط به فکربازی باش .....

خر شو از خودت دست بکش افول کن .....

ببند دهنتو شرایط و قبول کن .....

انسانیت تو پیغمبره بپذیر .....

زن یا مرد فرقی نمیکنه بمیر......




    
ادامه مطلب
        [link]     لینک مطلب         نظر شما (9)     [comment]


بی پرده..................

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۳:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٢

شعری از پیمان علایی

بی پرده بگویم   من نه انم که تو گویی

بی پرده بگویم   من همانم که تو جویی

من آن تر از اینم   مشکن نای شکستن نیست

های در عجب از اینم  که دراین زخمکده مرحم کیست؟

ای وای از این تسلیم  ای داد ازین کمبود

شک دارم و میترسم که یعنی ادمم ادم بود؟؟؟




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (4)     [comment]


ای نا امید..................

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠

مرگ پایان کبوتر نیست"

هست؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!ساکتمشغول تلفنمتفکر




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


با من باش

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠

ماآمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم

نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.

                                       cheguevara




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


عشق من

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٠





            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


ایرانی باش ای ایرانی

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱٠:۴٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۶

درود بر انسان هایی که می توانند بر نفس خویش غلبه کنند

ای  ایرانی به یاد داشته باش که ما زاده کوروش کبیر هستیم و در سرز مینی زندگی می کنیم که بزرکان زیادی تلاش کرده اند تا فرهنگی را بسازند تا برای یک عمر سر مشق دیگران باشد.فرهنگی که ما در ان دست پا می زنیم فرهنگی بیگانه ایست که یک تنه کمر به کشتن فرهنگ اصیل توران زمین زده و ما روز به روز با سرعت بیشتری عقبگرد می کنیم.

سخن من با ایرانی هایی است که به این تمدن پشت کرده و نا خواسته تیشه به ریشه این تمدن می زنند .ایرونی به دنبال شخص خاصی نباش که ما از این مرداب بیرون بکشه.ازتو خواهش می کنم و تو را به عظمت تخت جمشید ودانایی کوروش قسم می دهم که دست در دست هم تمدن بی نقص اریایی را دوباره زنده کنیم.

من می خوام براتون فرهنگ خوب وفرهنگ بد رو به شما معرفی کنم تا با هم بتونیم باز هم ایران را در روزگار پر شکوه و ایرانی را سر بلند ببینیم.

خوب .بد .زشت   




    
ادامه مطلب
        [link]     لینک مطلب         نظر شما (4)     [comment]


دنیای وانفسا

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱:۵٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱

برادر برادر وفروخت و پدر مادر و

به لجن کشیدن هر چی اعتقاد و باور و

خدا نشست گریه کرد خداییشو پس داد

ابلیس از غصه مست کرد هر چی خورد پس داد

زنا دستمال و پیچوندنو صیغه کردن

زبون سرخ اعتراضو زیر تیغه کردن

ولی من یه نسلم که از اصلم نیوفتاد

یه بغض شکسته و یه حنجره فریاد

یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم

تو هر شکل ولباسم

زنم یا که مردم

این وضعیت عوض میشه میدونم

من با این امید زنده ام




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (4)     [comment]


روزگار غریبیست نازنین.....................................!!!

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱:۴۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱

برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند

قلبی که هدیه دهد قلبی که بپذیرد

قلبی که بگوید قلبی که جواب دهد

انسانی که به دستهای او نگاه کنم

انسانی که دستهایم را بگیرد

انسانی در کنارم

ایینه ای در کنارم

تا در او بخندم تا در او بگریم




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


تقدیم به احمد شاملو

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱

الف اغاز

الف بامداد

الف ب است بسم الله

الف ادم

الف حوا

الف سیبی است در این دنیا

الف اب

الف بابا

الف شاید شود دانا

الف را من الف را تو الف را ما ندانیم چیست

الف را ان کسی داند که از نیستی هستی سازد




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


به زودی گالری عکس های کمیاب متال برای متال بازان

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۴:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٠

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب توجه کنید




    
ادامه مطلب
        [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


 

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۱۱:٠۴ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٠

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

در انتظار روزی هستم تا قطعه گمشده خودم را پیدا کنم.

داستان قطعه ای را برایتان تعریف میکنم که همیشه تلاش میکرد به سعادت برسد و دایره ای را ببیند تا باهاش قل بخوره .قطعه براه افتاد رفت تا به یک دایره رسید اما قطعه برای او بزرگ بود باز رفت به دیگری رسید این دفعه برایش کوچک بود به مسیر خود ادامه داد دایره دیگری پیدا کرد تا با اون جور بشه اما اون از جور شدن چیزی نمی دونست به دیگری رسید اون اصلا از هیچ چیزی هیچی نمی دونست .نا امید نشد ادامه داد به یکی رسید که اتفاقا اونم دایره بود اما خیلی قطعه کم داشت به یه مربع رسید که اصلا اگه جور هم در می اومدن هم شکل نبودن رفت یه جای قشنگ تا جلب توجه کنه ولی حریص ها دنبالش کردن به یکی رسید خیلی ترسو بود دیگه خسته بود ولی بازم رفت تلاش کرد تا به یکی رسید که شبیه بود اره خودشه با هم جورشدن خیلی خوشحال شدن با هم خوب بودن اما نهههههه قطعه رشد کرد از جور بودن دراومدن خیلی بد شد .بد جوری غمگین بود داشت می رفت بی هدف ولی می رفت تا به دایره ی بزرگ رسید از اون سوال کرد گفت تو قطعه گمشده منو ندیدی دایره بزرگ گفت نه ندیدم ولی به اون اموخت چطوری خودش دایره بشه .قطعه گفت من نمی تونم من لبه های تیزی دارم نمی تونم قل بخورم  دایره بزرگ اینو گفت و رفت .قطعه کمی فکر کرد نمی دونست چی کار بکنه بازم تلاش کرد از یه گوشه خودشو کشید بالا    تالاپ...!   بازم کشید بالا    تالاپ...!   انقدر این کارو کرد تا لبه های تیزش کم کم سابیده شد صدای تالاپ تالاپ شد گوم گوم بد صدای غلطیدن یواش یواش یه دایره شد بالا خره تونست کامل بشه خیلی خوشحال بود اخه دیگه میتونست قل بخوره .قل می خورد و می رفت نمی دونست کجا ولی میرفت براش مهم نبود فقط میرفت... تا این کککککککککه

با یک دایره کامل برخورد کرد......................





            [link]     لینک مطلب         نظر شما (2)     [comment]


عشق ورزیدن خطاست

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۳:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٩

درود بر تمامی انسان هایی که هرگز عاشق نمی شوند .بلکه دوست میدارند .در دنیایی که باید با واقعیت ها زندگی کرد نمیتوان به دیوانه عاشق اعتماد کرد.پس

  درود بر تنهایی

عشق ورزیدن خطاست

حاصلش دیوانگی ست

عاشقان جملگی دیوانه اند

عاشقان بازیگران بازی طفلانه اند

عشق کو ؟  عاشق کجاست؟معشوق کیست؟

جنبش نفس است و عشقش خوانده اند

انکه می سوزد ز عشق عالمسوز ما

انکه می میرد ز شوق دیدن امروز ما

گر ببیند بیشتر

گر بیابد دلبرانی تازه تر

اتش عشقش خاموش می شود

چهره ی ما هم فراموش می شود

از طرف تنها ترین تنهای دنیا




            [link]     لینک مطلب         نظر شما (1)     [comment]


 

نویسنده : مهیار کلانتری ; ساعت ۸:۴۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۶

زندگی همون روزهای است که سپری شدنش

را آرزو می کردیم


  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر یکشنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩٥ به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من پایان نامه پرتال زیگور طراح قالب